Axioms of intuition
اصول متعارفهی شهود:
اصول متعارفهی شهود بخشی از کتاب نقد عقل محض (منتشرشده در سال 1781 یا 1787) است که ناظرست به قابلیت اطلاق مقولات کمّیّت (وحدت، کثرت و تمامیت) به متعلَّقات تجربه. کانت در بخش یادشده از این اصل تألیفیِ پیشینی دفاع میکند که «همهی شهودها مقادیر ممتدند». یک مقدار ممتد مقداری است که در آن بازنماییهای اجزاء بازنماییهای کل را ممکن گردانیدهاند. بهدیگرسخن، مقدار ممتد مقداری است متشکل از تعدد اجزائی که انباشته میشوند تا یک کل را شکل دهند. کانت استدلال میکند که همهی متعلَّقات تجربه، چون در زمان و مکانْ بهنحو ممتد تجربه میشوند، مقادیری از این سنخاند. اگر شیئی واجد یک مقدار ممتد باشد، آنگاه مقولات کمّیّت باید بر آن اطلاق شوند، زیرا چنین مقداری تمامیتی است متشکل از کثرتی از اجزاء. خود هر یک از این اجزاء را نیز باید یک واحد انگاشت. بنابراین داوری در خصوص اینکه شیئی واجد یک مقدار ممتد است، مستلزم اطلاق هر سه مقولۀ کمّیّت است. لازم است اشاره شود که گرچه مکانها (و اشیاء شاغل در آنها) مقادیر ممتد هستند و لذا تمامیتهای متشکل از کثرت واحدها هستند، اما پندار کانت این نیست که این واحدها نقاط عاری از امتدادند. بلکه او بر این باور است که مکانْ بینهایت قابلانقسام است و لذا هر یک از واحدها خودشان یک مقدار واحد خواهند بود و بنابراین هر جزء از مکان خودش مکان است و لذا وحدتی است متشکل از اجزاء. پندار کانت، بهدیگرسخن، این است که اجزاءِ یک خط خودشان خط هستند، و بدینسان نقاطْ جزئی از یک خط نیستند، بلکه حدود یک خط هستند. بنابراین خط متشکل از نقاط نیست.
منبع:
Lucas Thorpe, 2015, The Kant Dictionary, Bloomsbury, p. 32