ژاک ماریتن [1] یک فیلسوف کاتولیک فرانسوی بود که تفسیر بدیعش از فلسفهی آکویناس [2] او را به شخصیت اصلی مشرب نوتوماسی مبدّل کرد. ابتدا این تعالیم برگسون بود که ماریتن را از یأس متافیزیکی و عهد خودکشی با نامزدش رهانید. ماریتن پس از اینکه آکویناس را شناخت، مشرب برگسون را کنار گذاشت تا یک شرح واقعگرایانه از مفهوم معرفت و نیز یک نظریۀ واحد معرفت را اتخاذ کند، نظریهای که علوم طبیعی را با فلسفهی طبیعت، متافیزیک، الهیات و عرفان متّحد میساخت (در کتاب تمییزدادن برای متحدساختن یا مراتب معرفت 1932 [3]). ماریتن با شکاکیت و ایدئالیسم که ذهن و حس را از هم منفک میکرد مخالف بود، موضوعی که مصداقش «فرشتهانگاری» [4] اندیشهی شهودگرایانهی دکارت بود. او اثرات عملی این فرشتهانگاری را بر هنر، سیاست و دین پیجست. ماریتن در کتاب هنر و مشرب مدرسی (1920) [5] مفاهیم باستانی و مدرسی هنر بهمثابهی یک فضیلت و زیبایی بهمثابهی یک وجه استعلایی هستی را بهکارگمارد. او در سیاست، خاصّه در کتاب انسان و دولت (1961) [6]، بر بنیاد هستیشناختی حقوق طبیعی، تمایز میان شخص و فرد، خاستگاههای دینی آرمان دموکراتیک و اهمیت خیر عمومی تأکید کرد. ماریتن استدلال کرد که امکان ایجاد یک فلسفهی شکلگرفته از دادههای وحی وجود دارد، بیآنکه انسجام این فلسفه یا اومانیسم متناظرش به خطر بیفتد. اومانیسمی که در نظر وی مؤید نظم سیاسی و درعینحال پشتوانهی سرنوشت جاودانهی آدمی بود. [7]
[3] Distinguish to Unite or The Degrees of Knowledge
[4] angelism
[5] Art and Scholasticism
[6] Man and the State
[7] Audi, Robert. (1999). Maritain, Jacques. The Cambridge Dictionary of Philosophy, Cambridge University Press, p. 632.
کلمات کلیدی: ژاک ماریتن، تومیسم، نئوتومیسم، توماس آکویناس، برگسون