شرح احوال ابنباجّه
ابوبکر الصائغ (متوفی به سال 533/1138) مشهور به ابنباجه (به لاتینی Avempace [اِیوِمپِیس]) عالمی جامعالاطراف بود. او طبیب، طبیعیدان، موسیقیدان، شاعر و وزیر بود. ابنباجه نخستین فیلسوف بزرگ اندلس و غرب جهان اسلام بود. گرچه کثرت فرآوردههای فلسفی او به اندازهی ابنسینا و ابنرشد نبود (زیرا اشتغال به امور دنیوی و مرگ زودهنگام ثمربخشی اندیشهی او را محدود کرد)، اما او در سنّت شأنی همتراز با این غولان اندیشه داشت و یکی از اکابر فلسفهی اسلامی شناخته میشد. مکتوبات فلسفی اصلی او عبارتاند از: رسالهی اتصال العقل بالانسان، تدبیر المتوحد و رساله الوداع. اندیشهی «اتّصال» کانون اندیشهی ابنباجه بود: اتحاد نفس با عقال فعال و بدانواسطه یک قسم تماس عقلی با امر الهی. بهعقیدهی او، این ارتباط با نهانیترین واقعیت سرمدی امور نه در نزد عوامِ جاهل است و نه در نزد صوفیان (که سرشت تجربههای عرفان خویش را نیک درنیافتهاند)، بلکه فیلسوفان از آن بهرهمندند، آنانی که بهواسطهی عقل به متعلَّقات حقیقی معرفت نائل شدهاند: یعنی به صُوَر غیرمادی، فارغ از زمان، کلی و معقول. نفوس فیلسوفان فاضل با این فعل معرفت فسادناپذیر و سرمدی میشود، نظیر متعلَّقات معرفتشان. آنها با هم اتحاد عددی نیز حاصل میکنند، زیرا همگی بر معقولات واحدی وقوف یافتهاند (ابنباجه به قسمی وحدانیت نفوس [monopsychism] قائل بود). مهمتر از آن، آنها از طریق این معرفتْ طبع عقلانی خویش را فعلیت و کمال میبخشند، والاترین غایت زندگانی را متحقق میکنند و به سعادت نائل میآیند. بدینطریق به بُعد عملی اندیشهی میرسیم. او همچون نیای خود ابونصر فارابی با افلاطون موافق است که نقش شایستهی فیلسوف نه فقط تعمّق در مبادی اولیه، بلکه فرمانروایی خردمندانه بر مدینهی فاضله است. اما ابنباجه بهجای تمرکز بر مطلوب بهظاهر تحققنیافتنی حاکم-حکیم، با این واقعیت ناگوار دست به گریبان میشود که قلیلی از مدینهها (آن هم اگر خوشبینانه بنگریم) مدینهی فاضلهاند و معالاسف فیلسوف اغلب شخصی بهحاشیهراندهشده و محروم است. لذا او عزلتگزینی و خلوتنشینی را برای فیلسوف خواهان است، بهنحویکه از جهل و پلیدی مدینهای که در آن میزید دچار فساد نگردد. غریب است که او در توصیف این عالمان مستغنی و آشکارا نیکبخت واژهای را به کار برده که فارابی به فتنهانگیزان اصلاحناپذیر یک مدینهی سالم اختصاص داده بود: «نَوابت».
ترجمه از:
Gorf Peter. S & Leaman Oliver, 2007, Islamic Philosophy A-Z, Edinburgh University Press, p. 72-73.
کلمات کلیدی: فلسفه اسلامی، فیلسوفان مسلمان، ابن باجه، فارابی