خلقت جهان از منظر دکارت
گرچه دکارت در مقام یک کاتولیک پرهیزگار خود را ملزم میدانست حقایق وحیانی متون مقدس را بپذیرد، اما گویا تردید چندانی وجود ندارد که او معتقد بوده نحوهی تکامل جهان با روایت انجیلی از خلقت در سِفر پیدایش ناسازگار است. در «اصول فلسفه» او سعیِ ناشیانهای کرد تا بهواسطهی اظهاراتش مصالحه برقرار کند: حتی اگر «آدم و حوا بالغ خلق شده باشند، باز هم ما قادریم مبادی بسیار بسیط و بهآسانی قابلشناختنی را در نظر آوریم و نشان دهیم که ستارگان، زمین و بهواقع هر چیزی که در این جهان مرئی میبینیم از آنها، به مثابهی بذرهایی مولد، برخاستهاند، زیرا گرچه به یقین میدانیم آن امور هرگز اینچنین ایجاد نشدهاند، لیکن با این روش میتوانیم تبیین بسیار بهتری از سرشتشان عرضه کنیم». دکارت اما در یک گفتوگوی شخصی از وفاداری محتاطانه و تا حدودی ریاکارانهی به روایت رسمی خلقت دست کشید (گفتگو با بورمان). در آنجا دکارت اشاره کرد که روایت سِفر پیدایش فقط اگر استعاری ، و نه چونان یک حقیقت تمامعیار، تعبیر شود پذیرفتنی است.
برغم وجود این منابع متعارض در اندیشهی دکارت، او بهیقین به راستآیینی مذهبی وفادار بود، تا آنجا که خدا را علت جهان قلمداد میکرد. اگر جهان جسمانی مدّنظر باشد، این بدان معناست که خدا شیء ممتد—یعنی جوهر ممتد فراگیری که جهان مرئی از ان ساخته شده است—را خلق کرده است. افزونبرآن، دکارت این واقعیت را که جهان متحرک خلق شده است، به قوهی خلّاقهی خدا نسبت داد. گرچه در طبقهبندی رسمی ماده از سوی دکارت، حرکت صرفا بهمنزلهی یک حالت از شیء ممتد نمایان میشود، اما مفهوم هندسی محض امتداد در سه بُعد بهخودیخود نمیتواند پویایی جهان ذرات متحرک را حاصل کند. پس ما دکارت را در اصول فلسفه، بخش 2، بند 36 در حال تصدیق به این واقعیت مییابیم که «خدا علت مطلق و اصلی همهی حرکات در جهان است». او با خلق ماده مقدار معینی حرکت به آن بخشید، و «اینک او با همیاری قاعدهمندش همان میزان حرکت را در جهان حفظ میکند و در جهان مادی میآساید، آنسانکه در آغاز در آنجا متقرّر بود».
مفهوم تحرّکناپذیری خدا در اینجا مهم است. ذات کامل و لایتغیّر خدا هیچ دگرگونیای را در قوهی خلاقهاش روا نمیدارد. بهواقع، چنانکه دکارت در جایی دیگر میگوید، خدا بههیچوجه در زمان عمل نمیکند، بلکه همهی امور را به واسطهی یک فعل واحد فارغ از زمان متحقق میسازد. اهمیت این تأملات مابعدالطبیعی برای طبیعیات، قانون دکارتی پایستگی حرکت است. خلقت الهی و پایستگی الهی (که دکارت در جایی میگوید فقط از حیث مفهومی از هم متمایزند) به هم میپیوندند تا یک قسم شالودهی مابعدالطبیعی برای این اصل فراهم بیاورند که اندازهی خالص حرکت در جهان هرگز افزوده یا کاسته نمیگردد.
ترجمه از
Cottingham John. 1993, G, A Descartes Dictionary, Blackwell, p. 43-44.
کلمات کلیدی: دکارت، خلقت، سفر پیدایش